فال حافظ

فال حافظ

به کوي ميکده يا رب سحر چه مشغله بود
حديث عشق که از حرف و صوت مستغنيست
مباحثي که در آن مجلس جنون مي رفت
دل از کرشمه ساقي به شکر بود ولي
قياس کردم و آن چشم جادوانه مست
بگفتمش به لبم بوسه اي حوالت کن
ز اخترم نظري سعد در ره است که دوش
دهان يار که درمان درد حافظ داشت
که جوش شاهد و ساقي و شمع و مشعله بود
به ناله دف و ني در خروش و ولوله بود
وراي مدرسه و قال و قيل مساله بود
ز نامساعدي بختش اندکي گله بود
هزار ساحر چون سامريش در گله بود
به خنده گفت کي ات با من اين معامله بود
ميان ماه و رخ يار من مقابله بود
فغان که وقت مروت چه تنگ حوصله بود

تعبیر فال : با دست روی دست گذاشتن و گله کردن از بخت و اقبال، کاری از پیش نمی رود. بهتر است به سعی و تلاش دوباره دست بزنی و از تجربیات دیگران استفاده کنی زیرا مقصود و هدف از تو دور نیست.

برای گرفتن فال حافظ مجدد لطفا کلیک کنید.

Copyright © 2012 - 2019 | تمامی حقوق این وب سایت برای downloadafzar.ir محفوظ است
طراحی و اجرا:downloadafzar.ir